جون مامان
سلام گل من بازم شرمنده نتونستم زود بیام و برات از روزگارت بنویسم ولی بدون واقعا واقعا وقت نمی کنم.البته توی دفتر خاطراتت تا اونجایی که شده برات نوشتم .این روز ها حسابی سرم شلوغه .حالا از تو بگم حرف زدنت خیلی خوب شده هنوز جمله نمی گی ولی تمام کلمات رو تکرار می کنی و قشنگ منظورت رو می رسونی.تا عدد شش رو بلدی و می شماری.این کلمات جدیدیه که می گی: اوسونک= پستونک ممانه=پروانه. مامونک=بادکنک. ماممه= قابلمه. همه رو به اسم صدا میکنی زهرا.الهام.رضا.الهه.به خالمم میگی صدیقه و به شوهرش میگی حسن! فقط به ایلیا میگی آقا ایلیا.فوق العاده شیطون شدی کم مونده از دیوار بالا بری که اونم فکر کنم در اینده نزدیک انجام بدی .بهمن ماه رفتیم پیش خانم علوی مشاو...
نویسنده :
مامان الهه
13:02


